السيد محمود الهاشمي الشاهرودي

220

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)

حيازت حيوان خشكى با گرفتن يا شكار كردن وحيوان آبى ، همچون ما هي با صيد كردن آن تحقق مىيابد . حيازت لؤلؤ با غواصى وگرفتن آن از دريا وحيازت آب با برداشتن آن با ظرف يا جارى ساختن آن در جوى ومانند آن خواهد بود . خلاصه آنكه حيازت هرچيزى بر حسب آن چيز نزد عرف وعقلا است . 2 حيازت سبب ملكيت است وكسى كه چيزى را حيازت كرده است مالك آن مىشود . 3 قلمرو حيازت : آيا جواز حيازت حدود واندازهء مشخصى دارد ؛ به گونه‌اى كه بيشتر از آن جايز نباشد ؟ برخى گفته‌اند : حيازت چيزى در حدّى كه موجب در تنگنا قرار گرفتن مردم وزيان ديدن آنان شود جايز نيست ، مانند آنكه در منطقه‌اى كه مردم نياز به هيزم دارند ، فردى تمامى يا أكثر هيزمهاى آن منطقه را براي خود حيازت كند . 4 مورد حيازت : آنچه مالك ندارد يا مالك داشته واعراض كرده است ، حيازت آن جايز مىباشد . 5 آيا حيازت به منقولات اختصاص دارد ، يا شامل غير منقولات ، همچون زمين نيز مىشود ؟ اگر مراد از حيازت ، صرف استيلا ، بدون انجام دادن كارى باشد ، مانند آنكه با سنگ ومانند آن نشانه‌هايى را در أطراف زمين باير قرار دهد ، بدون شك ، چنين حيازتى موجب ملكيت زمين باير نخواهد شد ؛ زيرا زمين باير تنها با أحيا قابل تملك است ( - - ) زمين ) ؛ اما اگر حيازت توأم با أحيا باشد ، تملّك تحقق مىيابد ، ليكن سبب تملّك ، أحيا خواهد بود نه حيازت . چنانچه آبادانى زمين طبيعي باشد ، مانند جنگلها ، در اينكه با حيازت ، همچون سيم خاردار دور آن كشيدن براي چرانيدن حيوانات ، ملكيت تحقق مىيابد يا نه ، مسئله اختلافى است 6 - - ) زمين آباد ) . بحثهاى ديگرى در قاعدهء حيازت مطرح است ، مانند اعتبار قصد تملّك وجواز گرفتن وكيل يا أجير كه در عنوان حيازت مباحات گذشت ( - - ) حيازت مباحات ) .